خوب چیه خوابم میاد .من چی کار کردم با این تابستونم .آخه من الان باید مثل خیلی از شماها خواب باشم اما مثل ماست نشستم دارم پست می نویسم.اومدم یکمی درباره تابسونم بگم راستشو بخواین فکر می کردم امسال تابستون گهرباری دارم اما نه زهی خیال باطل سالی که نکوست از بهارش پیداست.اول تابستون به پیشنهاد یکی از دوستام اومدم تو یه کافی نت مشغول به کار شدم هیننننننننن
(یعنی من الان شاغلم)مثلا می خواستم سرم گرم بشه ولی به نظر من جز دردسر و خستگی چیزی نداره
البته خوبی هم داره اینه که آدم خیلی چیزا یاد می گیره
و حوصلت سر نمی ره
اما دیگه حوصله هیچ کاریو نداری
.حسابش کنین هر روز از ساعت ۸ باید بلند شین تا ۱:۳۰ یا بیشتر عرق بریزین می دونین چقدر سخته اونم تو گرمای ۵۰ درجه شهر ما
تازه باید ........تحمل کنین . این قسمتا به دلیل دسترسی برخی افراد به وبلاگم سانسور کردم
اما یه کار مثبت تونستم انجام بدم اونم اینه که از اول تابستون تا حالا خیلی خوب مطالعه کردم
و به یکی از اهدافم رسیدم
البته یه کاریو میخواسم انجام بدم تو تابستون اما دیگه نمی تونم
چون صبحا تمام وقتم گرفتست
خوب دیگه من برم سرم شلوغه![]()
پ ن ۱:این پستم بسیارررررررر چرت بود میدونم![]()
پ ن۲:حال میکنم با نت مجانی البته بدون یاهو مسنجر![]()
پ ن ۳:یه کاری کردم دلمو کندم انداختم دور...
پ ن ۴:نمیدونم چم شده نوشتنم میاد اما دستم نه رو کیبورد میره نه کاغذ
خط خطی شدم
پ ن ۵:فدای همتون![]()
بای تا های![]()
![]()
