تبليغاتX
شراب زندگی
شراب زندگی
 
       

یه چیز سبز

امتحان روز چهارشنبه افتاد پنچشنبه ..........یه امتحان هار. یه مشت فعل دری وری که خود  اینگلیسی ها هم نمیدونن چیه!؟؟  ها ها ها !!امروز روز پنجشنبه است روز آخر هفته        فکر کن 2 زنگ دین و زندگی داشته باشی و بخواهی 4 ساعت قیافه .............مدرسه رو تحمل کنی(از نوشتن اصطلاحات در گوشی معذوریم)بین این  2زنگ slowیه زنگ very fastوجود داره به نام englishبا یه معلم پایه تکیه اهل حال عشق و صفا gf&bf..............

یه امتحان وحشتناک با یه معلم ترسناک.....      داستان از اینجا شروع می شه که معلم میاد سر کلاس همه با هم یکی روی میز یکی زیر میز یکی پای تخته یکی روی زمین یکی در حال رقص یکی بیرون کلاس همه میگن :

اله اکبر خامنه ای رهبر.......       معلم خیلی بد داره نگاه می کنه یعنی دوباره ...الله اکبر خامنه ای رهبر

معلم می خنده  دیگه نمی شه امتحان رو لغو کرد و لغو امتحان یعنی=0      حتی اگر بخوای بمیری باید امتحان رو بدی  بعد بمیری و خداحافظ.......... کیفا وسط چشا درویش برگه ها وارونه  آماده باش شلیک000

برگه رو برگردوندم  وحشت کردم (ولی خیالی نبود چون همه ی اون دری وری ها رو روی میز عزیزم حکاکی کرده بودم) 60 تا فعل که فقط تو eوaبا هم فرق داشتن(با معنی) با 20 دقیقه وقت نا قابل

     دبیر ما هم که عشق  sms طبق معمول داشت smsبازی می کرد وکرکر می  خندید من هم از فرصت استفاده کردم ویه نیم نگاهی انداختم روی برگه ی....(جفتی گفته اسممو نگو)

یه صدای جیغ بنفش کی بود؟(یعنی کی می تونه باشه این موقع شب) سرت روی برگت باشه خانم از جا پریدم

با من بود فهمیده بود دیگه حوصله امتحانو نداشتم  بلند شدم و برگمو دادم من دومین نفربودم البته امتحانم رو خوب دادام یه غلط داشتم(خوب معلومه با این همه تقلبی میخوای غلط هم داشته با شی) از کلاس که اومدم بیرون طبق معمول رفتم wc.... توی راه یه دفعه یه چیز سبزی دیدم باورم نمی شد توی مدرسه دخترونه

اونم از نوع شاهد یه پسر سبز رنگ خوش  تیپ با یه اصلحه ی قهوه ای  یه لول اگه گفتب کی بود؟؟؟

هاهاها  یه سرباز (از نوع سبز پوشان محبوب جا معه) ازکجا برای چی وکی اومده بود تو مدرسه الله اعلم

به ما مربوط نیست حالا با اون همه تعجب خونسردی خودمو حفظ کردم ومثل یه بچه آدم ومثل این دختر با شخصیتا سرمو مثل خر انداختم پایین و راهمو کشیدم رفتم ولی .... امان از این الهام دهنش که قفل نداره

هیچ نمی تونه خودشم کنترل کنه واسه این سر بازه هی شعر می خونداونم جفتش .... توی همون لحظه دیدم کلاسمون که داشتن امتحان می دادند تا اسم سربازرو شنیدن امتحان رو ول کردن و اومدن بیرون البته ناخداگاهه دیگه چی کار کنیم بچه های ما هم عشق سرباز( جمیعا همه پسرا) این سربازه هم به صورت سر پایین هی کرم می ریخت وزیر چشی هی نیگا می کرد(بی تربیت) با ید بودینو و میدیدین با اون تفنگ مسخرش هی برامون  ژس می گرفت  تو اون هوای سرد همه بچه ها ریخته بودن تو حیاط که دبیر اومد و همه رو جمع کرد توی کلاس وقتی رفتیم توی کلاس معلممون یه نیش خند زد وگفت : خب چه خبر بود توی حیاط خبری بود ؟؟  ما همگی با هم گفتیم نه چه خبری  نه هیچی نبود نه نه ( آره جون خودتون) یه دفعه همه زدند زیر

خنده حالا توی این هیری ویری درس ما چی پسرای خوش تیپ دخترای خوشگل .......بچه های ما هم

بی جنبه هر کی یه تیکه مینداخت که یه دفعه یکی وسط کلاس پرید با نازو ادا گفت خانم همه پسرا جذاااااااااب اند

که یه دفعه معلم زد تو صورتش گفت :الله اکبر چه دخترایی  معلم ما هم (همون طور که واسطون گفتم ایه تیکه با حال )  بچه ها یه چیزی می گفتن اون دو تا جوابشون رو می داد وقتی هم درباره ی  پسرای خوش تیپ صحبت

میکرد اشاره می کرد به حیاط مدرسه (همون چیز سبزپوشه)  خلاصه بعداز اون همه کرکر خنده  معلم در

اومد گفت: هیچ اشکالی نداره من هم مثل خودتون بودم  الان هم همین جوریم مال نوجوونیه(خرس گنده)

آخرش بعد از این همه مسخره بازی وقتی  زنگ خورد معلم هنوزنرفته بود بیرون (در حال بیرون رفتن)

همه با هم یک صدا گفتن: 

                                                                                            

 

شدید  I LOVEYOU      شب بود کسی ندید

گل سرخ

به خا نه می رفت

با کیف و کلا هی بر هوا بود

چیزی دزدیدی؟ مادرش پرسید

دعوا کردی؟ پدرش پرسید

و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد

به دنبال آن چیزی که در دل پنهان کرده بود

تنها مادر بزرگش دید گل سرخی را در دستش فشرده، کتاب هندسه اش و خندیده بود

یکی را دوست دارم

 یکی را دوست میدارم .....

یکی را دوست میدارم .....  یکی را دوست میدارم .....


آری ، یکی را دوست میدارم ، آن را احساس کردم در قلبم …

او همان ستاره درخشان آسمان شبهای دلتنگی و تیره و تار من است…

او همان خورشید درخشان آسمان روزهای زندگی من است…

یکی را دوست میدارم …

آری ، او همان مهتاب روشن بخش شبهای من است …

قلبم او را دوست میدارد و من  هم تسلیم احساست پاک قلبم میباشم…

یکی را دوست میدارم ، همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خوابم آمد و مرا با

خود به دشت دوستی ها  برد…

او همان فرشته ای است که با بالین سفیدش مرا به اوج آسمان آبی برد و مرا با

دنیای دوستی و محبت آشنا کرد…

یکی را دوست میدارم ، همان کسی که هر شب برایم قصه لیلی و مجنون در گوشم

زمزمه میکرد و مرا به خواب عاشقی می برد …

یکی را دوست میدارم ، همان کسی که مرا آرام کرد و معنی دوستی را به من

آموخت…

اینک که من با او هستم معنی واقعی دوست داشتن را فهمیدم …

او مثل ابر بهار زود گذر نیست ، او برایم مانند یک آسمان است که همیشه بالای سرم

می باشد…
 
آسمانی که زمانی ابری می شود چشمهای من هم از دلگیری او بارانی می شود…

آری ، تو برایم مانند همان آسمانی…

یکی را دوست میدارم ، او دیگر یکی نیست او برایم یک دنیا عشق است…

پس بمان ای کسی که تو را دوست میدارم ، بمان و تسلیم  احساسات  پاک من

باش…

می خواهم با تو تا آخرین نفس بمانم....

می مانم تا زمانی که خون عشق در رگهای من جاری است .....

ای خورشید آسمان روزهای من ، ای مهتاب روشن بخش شبهای من ، ای ستاره

درخشان آسمان تیره و تار من ، ای آسمان زندگی من  و در پایان ای همدم زندگی من

،با من باش چون که تو را دوست میدارم ، آری ، تو را دوست میدارم… فقط تو را…!



 

یک روز افتابی

یا حق

   ازدرخانه بیرون می آیم چند قدم که برمی دارم احساس میکنم چیزی مانع رفتنم میشودبه کفش هایم نگامیکنم

بندکفشم باز شده مینشینم تا بند کفشم را ببندم وقتی می خواهم بلند شوم نگاهم  به اسمان می افتدغمگین است  باز

   هم هوای گریه کرده نمی دانم ایندفعه چه کسی او را اذیت کرده با نگاهم از او میپرسم چه پیش امده او نگاهم میکند و میزند زیر گریه وای خدای من دوباره شروع شد بدون وقفه مانند ابر بهار می باردهرچه از او میپرسم جواب مرا نمی دهد وفقط گریه میکنددر طول گریه اش داد وفریاد هم میکند

  دیگر از دست او خسته شده ام هنوز صدایش می آید نه امروز روز درس خواندن نیست بهتر است برگردم و

ازاو دلیلش را بپرسم از خودش عصبانیم بهتر است از مادرش سوال کنم به درخانه ی آنها که میرسم مادرش دم

در است از او میپرسم باز چه شده که آسمان اینطور میگرید مادرش میگوید پسر همسایه بستنی او را خورده

بی اختیار می خندم از اینکه بچه ها برای چه چیزهای بی ارزشی گریه میکنندو دنیا در نظر آنان چقدر کوچک است و ما آدم ها برای چه چیزهای پستی میگرییم ...

آن طرف تر آسمان ایستاده وبه من زیر چشمی نگاه میکند واشکهایش را پاک میکند از نگاههایش متوجه میشوم

که چه چیز میخواهد به سمت مغازه میروم تا برای او بستنی بخرم بهتر است برای خودم هم بستنی بخرم چون

امروز آفتاب سوزان است و بستنی می چسبد.

 

شراب

اینم یه شعر خیلی زیبا از فریدون مشیری من که خیلی دوسسسسشششش دارم

بدین افسونگری،وحشی نگاهی

مزن بر چهره رنگ بی گناهی!

شرابی تو، شراب زندگی بخش،

شبی می نوشمت خواهی نخواهی!

سلام

من لیلام

یه دختر مشرقی از بهترین نقطه زمین اومدم

امیدوارم منو به عنوان یه دوست و همراه قبول کنی


باید امشب بروم
كفش‌هايم كو
چه كسي بود صدا زد: ليلا؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
مادرم در خواب است
شايد همه مردم شهر
شب خرداد به آرامي يك مرثيه از روي سر ثانيه‌ها مي‌گذرد
و نسيمي خنك از حاشيه سبز پتو خواب مرا مي‌روبد
بوي هجرت مي‌آيد
بالش من پر آواز پر چلچله‌هاست
بايد امشب بروم
من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم
حرفي از جنس زمان نشنيدم
هيچ چشمي، عاشقانه به زمين خيره نبود
كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد
هيچ كسي زاغچه‌يي را سر يك مزرعه جدي نگرفت
من به اندازه يك ابر دلم مي‌گيرد
بايد امشب بروم
بايد امشب چمداني راكه به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد
بردارم و به سمتي بروم كه درختان حماسي پيداست،
رو به آن وسعت بي‌واژه كه همواره مرا مي‌خواند
.يك نفر باز صدا زد: لیلا
كفش‌هايم كو؟ كفش‌هايم كو؟
چیه خو بابا این مال منه سهراب خواهش کرد گفت بنویس سهراب به جا لیلا
یوهاهاها
لیلا 17/8/ 70
خونه خودمون
تا بعد...

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385

پیوندها
ندا
مینا
سجاد
مسعود
مسعود
ليلا
مكتب دف و كوزه
سارا
چاپاريست
مهدي
علي
محمد
نقاش باشي
آرياآزاد
نوشين
مسافر
معصومه
جعفر
سيدمصطفي
چاپارسيت جديد
مهاجر
سحر
عسل بابا و مامان
سلمان خان
علي موزيك(جديدترين آهنگهاي تلويزيون و روز)
مهران
فری دن دن
آرگونات کبیر
وروجکککککککک
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::


  RSS  
ebi_mahshahr@yahoo.com

کدهای خفن جاوا اسکریپت

کدهای خفن جاوا اسکریپت