تبليغاتX
شراب زندگی
شراب زندگی
 
       

پیک بهاری

کوچیک که بودمهمیشه دوست داشتم برم مدرسه وعید برسه و پیک بهاری و تکلیف عید بگیرم مثل خواهرام با اینکه اونا همیشه غر می زدند از حل کردن پیک بهاری و تکلیفاشونولی من خیلی دوست داشتم یه پیک بهاری داشته با شم به خاطر همین لحظه شماری میکردم برم مدرسه. بالاخره من هم رفتم مدرسه. کلاس اول دبستان بودم و نزدیکای عید بودم و من هم این نزدیکی رواحساس می کردم اون موقع ماهای سال رو بلد نبودم ولی عید رو حس می کردم کم کم داشتیم به عید نزدیک می شدیم و من هرروزشتیاقم واسه گرفتن پیک بهاری بیشترمی شدبالاخره روز 28 اسفند  بود که  پیکهامون رو دادن من از خونه تا مدرسه رو دویدم. وقتی به خونه رسیدم نشستم و اینقدربه پیکم نگاه کردم تا خوابم برد وقتی بیدار شدم عصر بود . ازمامانم پول گرفتم که برم یه دفتر بخرم آخه معلممون علاوه برپیک بهاری بهمون گفته بودیه دفتر بخریدوتوش هر شب چند تا کلمه سخت و سوال ریاضی بنویسید.

رفتم و دفتر رو خریدم از مغازه که بیرون اومدم به دفترم نگاه می کردم چشمام برق می زد خیلی خوشگل بود تو تصاویرش غرق شده بودم و هیچی نمی فهمیدم. یه لحظه چشامو بستم و خودم رو جای عکسی که روی دفترم بود گذاشتم وقتی چشامو باز کردم دیدم تو خیابون نیستم  ویه جای دیگم انگار رویام به حقیقت پیوسته بودبه دور و اطرافم

نگاه کردم اما اونجاهیچ شبا هتی به منظره ی روی دفترم نداشت به د ستام نگاه کردم دفترم تودستام نبود خواستم برم دفترمو پیدا کنم اما هر کاری کردم نتونستم بلند شم به پاهام نگاه کردم دو تا شون به طور کا مل تو گچ هستن بی اختیار از شدت  ترس وگم کردن دفترم زدم زیر گریه وجیغ زدن . این قدر جیغ زدم که پرستارا و مامان و بابام اومدن بالا سرم . من هی داد می زدم دفترم کو ومامانم بهم می گفت عزیزم می دونم  درد داری من می گفتم نه من درد ندارم دفترم رو می خوام   فورا مامانم به بابام گفت برو دفتر بخر بابا م هم رفت برام یه دفتر خرید ولی من باز هم جیغ زدم ومی گفتم دفتر خودمو می خوام از اون به بعد هر کی می یومد ملا قاتم برام دفتر می آورد اما هیچ کدوم دفتر خودم نمی شدانگار اون فقط به دونه بود که دیگه ازش پیدا نمی شد.

اما هاا اما  ما جراچی بود.اون لحظه ای که من  چشا مو بسته بودم یه ما شین بهم زده بود و من روبیست متر اون ورتر پرت کرده بود پرت کرده بود خدا رو شکر سرم به جایی نخورده بود . اون بنده خدایی هم کهبهم زده بود از ترس اینکه ما

            رضایت ندیم برام یه کارتن دفتر خرید . من اون سال نتو نستم پیک بهاری و تکلیفامو حل کنم . چون دو تا پاهام خورد شده

         تو گچ بود، تا آخر سال و دو،سه ماه از کلاس دوم (یعنی تقریبا هشت ماه) یکی با ید منو بغل می کرد و می برد                 برد مدرسه . از اون سال به بعد دیگه دم عید از خودم  شوق حل کردن پیک  بهاری نشون نمی دادم.

             چون می ترسیدم دوباره از حول حلیم بیفتم تو دیگ.

          عید همتون مبارکککککککککککککککککککککک ........

فتح بزرگ

الان ساعت ۱ شب هست همه ی اهل خونه غضب ناک دارن هی میان نیگام میکنن و می رن ولی خیالی نیست من مثل یه شیرم از هیشکی نمی ترسم  ها اومدم بگم امروز یه فتح بزرگ انجام دادم خیلیییییی بزرگ نمی دونم شاید اگه به شما بگم خندتون بگیره ولی برا من خیلی کار بود باور کنید

 


باید امشب بروم
كفش‌هايم كو
چه كسي بود صدا زد: ليلا؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
مادرم در خواب است
شايد همه مردم شهر
شب خرداد به آرامي يك مرثيه از روي سر ثانيه‌ها مي‌گذرد
و نسيمي خنك از حاشيه سبز پتو خواب مرا مي‌روبد
بوي هجرت مي‌آيد
بالش من پر آواز پر چلچله‌هاست
بايد امشب بروم
من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم
حرفي از جنس زمان نشنيدم
هيچ چشمي، عاشقانه به زمين خيره نبود
كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد
هيچ كسي زاغچه‌يي را سر يك مزرعه جدي نگرفت
من به اندازه يك ابر دلم مي‌گيرد
بايد امشب بروم
بايد امشب چمداني راكه به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد
بردارم و به سمتي بروم كه درختان حماسي پيداست،
رو به آن وسعت بي‌واژه كه همواره مرا مي‌خواند
.يك نفر باز صدا زد: لیلا
كفش‌هايم كو؟ كفش‌هايم كو؟
چیه خو بابا این مال منه سهراب خواهش کرد گفت بنویس سهراب به جا لیلا
یوهاهاها
لیلا 17/8/ 70
خونه خودمون
تا بعد...

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385

پیوندها
ندا
مینا
سجاد
مسعود
مسعود
ليلا
مكتب دف و كوزه
سارا
چاپاريست
مهدي
علي
محمد
نقاش باشي
آرياآزاد
نوشين
مسافر
معصومه
جعفر
سيدمصطفي
چاپارسيت جديد
مهاجر
سحر
عسل بابا و مامان
سلمان خان
علي موزيك(جديدترين آهنگهاي تلويزيون و روز)
مهران
فری دن دن
آرگونات کبیر
وروجکککککککک
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::


  RSS  
ebi_mahshahr@yahoo.com

کدهای خفن جاوا اسکریپت

کدهای خفن جاوا اسکریپت