تبليغاتX
شراب زندگی
شراب زندگی
 
       

حرفگاه

سلام بچه ها

حالم اساسی گرفتست از همه چی از دست خودم و کارایی که کردم از دست دوستام و کاراشون از دست معلمام و لج بازیاشون و نمره ندادناشون از بچه بازیایی که تو مدرسه در میاریم و هی پشت سر هم امتحان لغو میکنیم و این جوری حرس دبیرارو بسشتر در میاریم آخه یکی نیست بگه بچه بشین درس بخون به جا اینکارات الان امتحان زیست ومطالعات و ادبیات رو ول کردی نشی پا کامی داری پست مینویسی که چی بشه به کجا برسی ها؟ آره دیگه وقتی یکی نیست بیاد بزنه تو سرم همین جوری میشه .آخه خنگ خدا چه قدر باید یه کاری انجام بدی بعد هی گند بالا بیاری بعد پیش خودت بگی اشکال نداره تجربه واسه بعد حالم از خودمو تجربه هام به هم میخوره وقتی میرم تو مخم و صفحه هاشو ورق میزنم دوست دارم همشو پاره کنم یه مشت چرت و پرت کارای مزخرف و اشتباهات بزرگ. از یه پیرزن پنجاه ساله بیشتر میدونم و تجربه دارم هیچکدومم مفید نیسن اگه خودکشی گناه نبود یه لحظه هم من نبودم. داغونم دلم میخواد برم یه جایی خودمو تخلیه روحی کنم وقتی به دوسم گفتم بهم wc رو معرفی کرد به ندا هم گفتم گفت شب که خوابیدی برو زیر پتو زار زار گریه کن به حال خودت آخه خودش اینجوری تخلیه میشه از وجدانم که پرسیدم گفت برو تو یه مجلس که دوسای پایت باشن بگین بخندین اینقد بخندین و بگین که برسین به جاهای غمگین و گریتون بگیره . ولی هیچکدوم از اینا منو تخلیه نمیکنه . راسی شما جایی سراغ ندارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تورو خدا جون مامانت معرفی کن


باید امشب بروم
كفش‌هايم كو
چه كسي بود صدا زد: ليلا؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
مادرم در خواب است
شايد همه مردم شهر
شب خرداد به آرامي يك مرثيه از روي سر ثانيه‌ها مي‌گذرد
و نسيمي خنك از حاشيه سبز پتو خواب مرا مي‌روبد
بوي هجرت مي‌آيد
بالش من پر آواز پر چلچله‌هاست
بايد امشب بروم
من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم
حرفي از جنس زمان نشنيدم
هيچ چشمي، عاشقانه به زمين خيره نبود
كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد
هيچ كسي زاغچه‌يي را سر يك مزرعه جدي نگرفت
من به اندازه يك ابر دلم مي‌گيرد
بايد امشب بروم
بايد امشب چمداني راكه به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد
بردارم و به سمتي بروم كه درختان حماسي پيداست،
رو به آن وسعت بي‌واژه كه همواره مرا مي‌خواند
.يك نفر باز صدا زد: لیلا
كفش‌هايم كو؟ كفش‌هايم كو؟
چیه خو بابا این مال منه سهراب خواهش کرد گفت بنویس سهراب به جا لیلا
یوهاهاها
لیلا 17/8/ 70
خونه خودمون
تا بعد...

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385

پیوندها
ندا
مینا
سجاد
مسعود
مسعود
ليلا
مكتب دف و كوزه
سارا
چاپاريست
مهدي
علي
محمد
نقاش باشي
آرياآزاد
نوشين
مسافر
معصومه
جعفر
سيدمصطفي
چاپارسيت جديد
مهاجر
سحر
عسل بابا و مامان
سلمان خان
علي موزيك(جديدترين آهنگهاي تلويزيون و روز)
مهران
فری دن دن
آرگونات کبیر
وروجکککککککک
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::


  RSS  
ebi_mahshahr@yahoo.com

کدهای خفن جاوا اسکریپت

کدهای خفن جاوا اسکریپت