![]() |
شراب زندگی |
||
![]() |
|||
|
باید امشب بروم
كفشهايم كو چه كسي بود صدا زد: ليلا؟ آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ مادرم در خواب است شايد همه مردم شهر شب خرداد به آرامي يك مرثيه از روي سر ثانيهها ميگذرد و نسيمي خنك از حاشيه سبز پتو خواب مرا ميروبد بوي هجرت ميآيد بالش من پر آواز پر چلچلههاست بايد امشب بروم من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم حرفي از جنس زمان نشنيدم هيچ چشمي، عاشقانه به زمين خيره نبود كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد هيچ كسي زاغچهيي را سر يك مزرعه جدي نگرفت من به اندازه يك ابر دلم ميگيرد بايد امشب بروم بايد امشب چمداني راكه به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد بردارم و به سمتي بروم كه درختان حماسي پيداست، رو به آن وسعت بيواژه كه همواره مرا ميخواند .يك نفر باز صدا زد: لیلا كفشهايم كو؟ كفشهايم كو؟ چیه خو بابا این مال منه سهراب خواهش کرد گفت بنویس سهراب به جا لیلا یوهاهاها لیلا 17/8/ 70 خونه خودمون تا بعد... پست الکترونیک آرشیو وبلاگ آرشیو وبلاگ شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 پیوندها ندا مینا سجاد مسعود مسعود ليلا مكتب دف و كوزه سارا چاپاريست مهدي علي محمد نقاش باشي آرياآزاد نوشين مسافر معصومه جعفر سيدمصطفي چاپارسيت جديد مهاجر سحر عسل بابا و مامان سلمان خان علي موزيك(جديدترين آهنگهاي تلويزيون و روز) مهران فری دن دن آرگونات کبیر وروجکککککککک اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو :: طراح قالب:: |
||||||||||||||||||||