تبليغاتX
شراب زندگی
شراب زندگی
 
       

خوابم میاد

سلام

خوب چیه خوابم میاد .من چی کار کردم با این تابستونم .آخه من الان باید مثل خیلی از شماها خواب باشم اما مثل ماست نشستم دارم پست می نویسم.اومدم یکمی درباره تابسونم بگم راستشو بخواین فکر می کردم امسال تابستون گهرباری دارم اما نه زهی خیال باطل سالی که نکوست از بهارش پیداست.اول تابستون به پیشنهاد یکی از دوستام اومدم تو یه کافی نت مشغول به کار شدم هیننننننننن(یعنی من الان شاغلم)مثلا می خواستم سرم گرم بشه ولی به نظر من جز دردسر و خستگی چیزی ندارهالبته خوبی هم داره اینه که آدم خیلی چیزا یاد می گیره و حوصلت سر نمی ره اما دیگه حوصله هیچ کاریو نداری.حسابش کنین هر روز از ساعت ۸ باید بلند شین تا ۱:۳۰ یا بیشتر عرق بریزین می دونین چقدر سخته اونم تو گرمای ۵۰ درجه شهر ماتازه باید ........تحمل کنین . این قسمتا به دلیل دسترسی برخی افراد به وبلاگم سانسور کردماما یه کار مثبت تونستم انجام بدم اونم اینه که از اول تابستون تا حالا خیلی خوب مطالعه کردم و به یکی از اهدافم رسیدمالبته یه کاریو میخواسم انجام بدم تو تابستون اما دیگه نمی تونمچون صبحا تمام وقتم گرفتستخوب دیگه من برم سرم شلوغه

پ ن ۱:این پستم بسیارررررررر چرت بود میدونم

پ ن۲:حال میکنم با نت مجانی البته بدون یاهو مسنجر

پ ن ۳:یه کاری کردم دلمو کندم انداختم دور...

پ ن ۴:نمیدونم چم شده نوشتنم میاد اما دستم نه رو کیبورد میره نه کاغذخط خطی شدم

پ ن ۵:فدای همتون

                                                                               بای تا های


باید امشب بروم
كفش‌هايم كو
چه كسي بود صدا زد: ليلا؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
مادرم در خواب است
شايد همه مردم شهر
شب خرداد به آرامي يك مرثيه از روي سر ثانيه‌ها مي‌گذرد
و نسيمي خنك از حاشيه سبز پتو خواب مرا مي‌روبد
بوي هجرت مي‌آيد
بالش من پر آواز پر چلچله‌هاست
بايد امشب بروم
من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم
حرفي از جنس زمان نشنيدم
هيچ چشمي، عاشقانه به زمين خيره نبود
كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد
هيچ كسي زاغچه‌يي را سر يك مزرعه جدي نگرفت
من به اندازه يك ابر دلم مي‌گيرد
بايد امشب بروم
بايد امشب چمداني راكه به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد
بردارم و به سمتي بروم كه درختان حماسي پيداست،
رو به آن وسعت بي‌واژه كه همواره مرا مي‌خواند
.يك نفر باز صدا زد: لیلا
كفش‌هايم كو؟ كفش‌هايم كو؟
چیه خو بابا این مال منه سهراب خواهش کرد گفت بنویس سهراب به جا لیلا
یوهاهاها
لیلا 17/8/ 70
خونه خودمون
تا بعد...

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385

پیوندها
ندا
مینا
سجاد
مسعود
مسعود
ليلا
مكتب دف و كوزه
سارا
چاپاريست
مهدي
علي
محمد
نقاش باشي
آرياآزاد
نوشين
مسافر
معصومه
جعفر
سيدمصطفي
چاپارسيت جديد
مهاجر
سحر
عسل بابا و مامان
سلمان خان
علي موزيك(جديدترين آهنگهاي تلويزيون و روز)
مهران
فری دن دن
آرگونات کبیر
وروجکککککککک
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::


  RSS  
ebi_mahshahr@yahoo.com

کدهای خفن جاوا اسکریپت

کدهای خفن جاوا اسکریپت